محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

247

اكسير اعظم ( فارسى )

سه مثقال كافور پنج مثقال كوفته بيخته بلعاب اسبغول سرشته به قدر نخود حبها سازند و هر صبح هفت حب با شيره تخم خيارين سه مثقال شربت نيلفور شربت انار هر يك پنج مثقال بدهند و در نسخه ديگر وزن گل ارمنى دو نيم مثقال و طباشير سه مثقال و تخم خشخاش سه و نيم مثقال و كافور دو مثقال است و مريضى كه دق مركب داشت و مواد غليظ نيز فى الجمله در بدن او بود و زانو از وجع مفاصل چنان بسته بود كه اصلا حركت نمىكرد و به غايت بىقوت بود اول روغن شبت بر زانو ماليده شد نهايت نافع آمد و اندكى ترياق خورانيده شد و اندك منضجى كه در تب بلغمى مىدهيم و بشياف يك‌دو مرتبه حل طبيعت كرده شد يك تب لثقه مفارقت كرده و به جهت دفع تب دق دو هفته به اين ادويه مدامت فرموديم تب زائل شد و قوت گرفت ادويه اين است نبيذ زبيب تازه و قرص عنبر محلول در عرق كاسنى و عرق نيلوفر و عرق بيدمشك هر يك دو مثقال قرص كافور خاصه نيم مثقال چون هوا گرم بود بشبانه روزى چهار مرتبه اين داده مىشد و يك دو مرتبه آب هندوانه به اندك قرص عنبر محلول و غذا ديگر اگر نيز مىطلبيد اندك اندك داده مىشد غذاى مدقوق و هرچه به او مىدهند بايد كم كم باشد اگر چند دفعه بدهند باكى نيست بلكه لازم است . سعيد گويد كه تدبير اين تب به حسب درجات آن منقسم بدان او تدبير درجهء اول بشرب ماء الشعير و بعده بشرب شربت خشخاش به آب سرد كنند . و اگر جسم خالى از عفونت باشد شير خر بنوشانند بعد اعتنا به آن خر و دادن غذا بدان از حشايش بارد مثل گشنيز و كاسنى وجود نوشانيدن آب شيرين و بعد شرب شير مدقوق را آب انار بنوشانند و از بقول بارد مثل كاهو و خرفه غذا سازند و خيار خورانند و غذا از شورباى بچهء مرغ و پاچهء بزغالهء شيرخواره بدفعات دهند تا هضم ايشان فاسد نگردد و حريره از آرد سفيد و شكر و بادام سازند و در آبزن يك بار قبل از طعام و بار ديگر بعد آن نشانند و در آب و نيلوفر و كاهو بجوشانند و در حمام داخل كنند و موم و روغن بنفشه و كدو بر بدن مالند و بعد غسل در حمام در مسكن بارد نشانند و كافور و صندل ببويانند و بر فرض رطب خواب كنند . و اگر حلوا طلب كنند حلواى شكر و خشخاش و روغن بادام دهند و گلاب بر سينه بمالند و لباس نرم بپوشانند . و اگر تب ظاهر بود قرص كافور سحرگاه و ماء الشعير صبح و بعد آن آب انار دهند و سفوف مبرد بدهند و از اسهال به استعمال سفوف حب الرمان حذر كنند و علاج درجهء دوم استكثار از مشروبات باردهء رطبه است مثل ماء الشعير كه در آن خشخاش پخته باشند و شربت شيره تخم خرفه بطباشير و كافور و در حمام داخل كنند و روغن‌هاى مرطب بمالند و تعديل هواى مسكن كنند و غذا بچهء مرغ و بزغالهء خرد سازند و بر بستر رطب خوشبو بخوابند و كسر تيزى حرارت قلب ايشان كنند بهر چيزى كه به سوى آن سبيل يابند و تدبير درجهء سوم اين است كه طمع در صلاح او نبايد داشت پس اگر اسهال عارض شود موت او قريب بود بالجمله تدبير اين قسم بسيار صعب است زيرا كه شفاى او نيست الا واجب است كه تدبير مريض به تدبير مبرد مرطب نمايند و حفظ قوت او كنند و از چيزى كه اشتهاى او كند منع نسازند كه از اين تدبير گاهى مرض تأخير نمايد و تا مدتى حيات او طول كند . خضر گويد كه غرض در علاج آن مقصور بر تبريد و ترطيب است پس اگر مرطب غير مبرد دهند آنچه تبريد كند شريك نمايند . و اگر مبرد دهند آنچه ترطيب نمايد قرين او سازند اگر مزاج مريض رطب نباشد مثال اين آن است كه شراب مرطب است ليكن غير مبرد زيرا كه او گرم است در مزاج خود پس مىبايد كه از آن اندك به آب بسيار ممزوج كرده دهند تا مائيت ترطيب كند و همچنين رعايت كنند آنچه از مبردات دهند بنوعى كه بدان چيزى كه در آن ترطيب باشد مخلوط سازند يا آن چيز در نفس خود مرطب مع تبريد باشد مثل تخم خيارين و مغز كدو و در آبزن داخل كنند و بعد آن روغن بنفشه و بادام بمالند و ماء الشعير بنوشانند و غذا از بقول بارد رطب سازند و هر دوا كه در آن ترياقيت مع برودت باشد مثل كافور آن دق را منفعت شديد مىنمايد و شيره تخم خيار و مغز تخم كدو بشربت انار شيرين و شربت خشخاش با قرص طباشير كافورى بدهند . و اگر اسهال از شرب شير يا دوغ به همرسد گلقند چند روز بخورانند تا شكم به اعتدال آيد بعده اعاده به آب فواكه و شيره به زور با قرص مذكور نمايند باقى همان است كه در قول قرشى و غير آن مسطور شد . مير عوض مىنويسد كه در دق اندر مرتبهء اول تبريد و ترطيب به اغذيه و ادويهء مبردهء مرطبه چون ماء الشعير و چوزه مرغ و شربت عناب و نيلوفر و شيره خرفه و سكنجبين بدهند و شفتالو و زردآلو بخورانند و آنچه در درجهء دوم يا نزديك آن برسد به علاج قوىتر محتاج باشد پس در آخر شب شيره تخم خرفه در عرق گاو زبان گرفته با يكى از اشربهء مذكور يا قند سفيد شيرين ساخته و مقدار شعير و كافور رباحى اندر آن حل كرده بدهند . و اگر قرص كافور و غيره كه در قول صاحب كامل گذشت رداست و در وقت طلوع آفتاب نيم سير ماء الشعير با پنج درم قند سفيد گرم يا سرد به حسب ميل طبيعت بنوشند و آنچه اشربهء شيرين مذكور شد بر تقديرى توان داد كه خون از استحالهء او بصفرا نباشد و الا جز از شربت نيلوفر و شربت حماض و ليمو و ترنج و سكنجبين و انار ترش نتوان داد . و سفوف سرطان تأليف صاحب تحفه جهت دق و سل و سرفه و لينت طبع و منع نزلات حاره به غايت نافع است . و چون كار خداوند اين به حد ذبول رسد در اين وقت از علاج وى دست بازدارند و به هيچ آرزوى كه از اغذيه و اشربه و غير آن او را پديد آيد منع نفرمايند و باقى در اقوال سابق گذشته . مصنف خلاصة الحكمت مىگويد كه هرچند